محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
597
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
از آن قوم خسيس را به نيروى صفدرى و قوت بازوى حيدرى به تحت الثرى فرستاد ؛ بر هر طرف كه حمله مىكرد ، راهى به وادى عدم بر ايشان مىگشود و از شعشعهء شمشير ذو الفقار آثار ، راه تاريك [ 325 ] جهنم بدان زمرهء فجره مينمود . شعر چو شمشير در كف علم ساختى * پى فتح دين رايت افراختى چو تيغ مشعشع نمودى علم * نمودى ببدخواه ، راه عدم يكى را كه شمشير بر سر زدى * دو نيمه بسان دو پيكر شدى و گر تيغ راندى به قصد كمر * مجرد گذشتى ز سوى دگر سر و دست و سينه به روى زمين * فتادى و آن نيمه بر پشت زين تنى گر شدى چاك از ضرب تيغ * به تيرش دگر دوختى بىدريغ به نيزهورى چون نمودى شتاب * نى نيزه بودى چو سيخ كباب نبرد آزمايان شمشير زن * به نيروى بازو همه صف شكن فكندند بسيار سر از بدن * سرو دست و پا قطع كرده ز تن همه عرصهء جنگ ميدان شده * سرو دست و پا گوى و چوگان شده علم بر فلك برده آيات فتح * زبان سنان خوانده آيات فتح ز افغان كوس و صداى نفير * كه پيچيده در عرصهء داروگير فلك كر شد از صدمهء آن صدا * سراسيمه شد چرخ بىدست و پا آخر الامر ، بيمن اقبال پادشاه گردون غلام ، بل بمحض تأييد ذو الجلال و الاكرام دين محمد خان بموجب « الفرار من وقته ظفر » پاى ثبات و قرار در وادى هزيمت و فرار نهاده بساط مجادله و مقاتله در نورديد و سلك جمعيت فرقهء اوزبكيه دست از هم داده [ كانهم جراد منتشر ، متفرق و پراكنده گرديده ، مكنون صدق